تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

تکرار پذیری (repeatable) و مقیاس پذیری (scalable) مدل کسب و کار استارتاپ ها به چه معناست؟

مهمترین موضوعی که یک استارتاپ را از هرنوع کسب و کار نوآورانه، خرد و یا کلانی متمایز می سازد دو ویژگی تکرار پذیری و مقیاس پذیری آن است اما تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار استارتاپ ها واقعا به چه معناست؟ به کرات دیده شده است که ایده های ارائه شده در استارتاپ ویکندها علی رغم نوآورانه و یا حتی فناورانه بودنشان، استارتاپ قلمداد نمی شوند و سوال همیشگی شرکت کننده ها که چرا؟ از جانب منتورها بدین صورت پاسخ داده می شود که ایده ی شما با وجود نو بودن، استارتاپی نیست چون دو اصل مهم تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار در آن به چشم نمی خورد. از اینرو تصمیم گرفتیم این دو ویژگی را با مثال هایی توضیح دهیم و مقاله ی مرجع و قابل استنادی بنویسیم که به یکباره خیال همگان را راحت کند، تا شرکت کننده ها با آگاهی بیشتری وارد استارتاپ ویکندها شوند و منتورها نیز بر روی یک مساله ی معلوم الحال بحث و جدل نکنند و به این ترتیب شاهد رویداد های استارتاپ ویکندی باکیفیت تری شویم.

استارتاپ چیست و چه ویژگی هایی دارد؟

در مقاله ی برای تبدیل یک ایده جدید به استارتاپی موفق از کجا باید شروع کرد؟ از اولین قدم ها در مسیر رشد و پرورش ایده های استارتاپی و مکان هایی که ما را در این امر یاری می کنند صحبت هایی کردیم و استارتاپ را با تعریفی از استیو بلنک (Steve Blank) که از کارآفرینان مطرح سیلیکون ولی و یکی از چهره های شاخص این عرصه می باشد بدین شکل معرفی کردیم: استارتاپ (Startup) به یک مشارکت و یا یک سازمان موقت گفته می شود که در جهت جستجوی راه حلی برای یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر (scalable)، تکرار پذیر(repeatable) و سودآور (profitable) راه اندازی می شود.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

استارتاپ سازمان است چون به خاطر یک هدف خاص ایجاد شده است و برنامه ها و استراتژی خود را منحصرا برای رسیدن به آن هدف می چیند و موقت است چون تماما با عدم قطعیت ها، ناشناخته ها و آزمون و خطاهای بسیار سر در گریبان است به طوریکه در آغاز کار در مورد مشتریانش، محصول و یا خدمتی که ارائه می دهد و نحوه درامدزایی خود، سردرگم است. اما همین که در طی مسیر به مدل درامدی و کسب و کاری مشخصی دست یافت، دیگر استارتاپ نیست و به مانند فیسبوک شرکتی معلوم الحال و سودده قلمداد می شود. و اما دو موضوع اساسی دیگر یعنی تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار استارتاپ ها.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار (Business Model)  استارتاپ ها به چه معناست؟

برخلاف تصور برخی، تکرار پذیری و مقیاس پذیری نه به خود ایده استارتاپی بلکه به مدل کسب و کاری (Business Model) استارتاپ ها مربوط است. مدل کسب و کار یعنی اقداماتی که انجام می دهید و مراحلی که در کارتان طی می کنید تا ارزش خلق شده (محصول یا خدمت) را به دست مخاطب رسانده و به درامد و سود برسید و این روند باید قابلیت تکرار پذیری و مقیاس پذیری داشته باشد. اگر دو ویژگی تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار رعایت شود استارتاپ توانایی رشد سریع و سوددهیِ زیاد (profitable) یعنی همان چیزی که به خاطرش راه اندازی شده است، خواهد داشت.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار: دو فاکتور کلیدی برای متقاعد کردن یک سرمایه گذار

داستان به همین جا ختم نمی شود…

ما این سوال را هزاران بار شنیده ایم که چه چیزی تصمیم گیری سرمایه گذاران را تحت الشعاع خود قرار می دهد تا از بین چندین بیزینس، یکی از آن ها را انتخاب کنند؟ طرح توجیهی، مدل درامدی و یا چیزهای دیگر؟ در واقع کارآفرینان و استارتاپی ها روی چه موضوعی باید بیشتر تمرکز کنند تا بتوانند سرمایه گذارها را به تزریق سرمایه بر کارشان متقاعد کنند؟

در حقیقت پاسخ بسیار ساده است. فاکتور اساسی که یک سرمایه گذار را از چشم انداز و سوددهی یک کسب و کار مطمئن می سازد همین دو ویژگیِ کمتر بدان پرداخته شده است یعنی: تکرارپذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار و نه لزوما جدید بودن ایده. مدل های کسب و کاری که هر دو ویژگی را دارا هستند بیشتر مورد علاقه ی سرمایه گذاران هستند و دلیلش هم با مثال هایی که خواهیم آورد بیشتر روشن خواهد شد.

اما این مدل کسب و کارِ تکرارپذیر و مقیاس پذیر که این همه در وصفش گفتیم و شنیدیم، واقعا به چه شکل است؟

مثالی از مدل کسب و کاری که تکرار پذیر است اما مقیاس پذیر نیست

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

کسب و کار یک روانشناس را در نظر بگیرید. او هر کدام از بیمارهای خود را به صورت مداوم و تکراری، هفتگی یا ماهانه ویزیت می کند. اما میزان و حجم کاری او محدود به تعداد ساعت هایی که در یک هفته می تواند ویزیت داشته باشد، است. در واقع حتی اگر یک روانشناس تمام ساعات روز و شب خود را به کارش اختصاص دهد، نهایتا این مقدار ساعت هم محدود است و باز هم او به انتها می رسد. این کسب و کار چون خاصیت درامدزایی به طور تکراری از هر مشتری را دارد تکرار پذیر است اما مقیاس پذیر نیست چون گسترشش محدودیت دارد.

مثالی از مدل کسب و کاری که مقیاس پذیر است اما تکرار پذیر نیست

یک شرکت را تصور کنید که کارش جمع آوری و برچیدنِ آزبست از خانه ها است، این شرکت می تواند زیرساختی بسازد که از طریق آن بتواند به مشتری های زیادی خدمات بدهد اما هر مشتری فقط یکبار به این خدمات نیاز خواهد داشت. پس این مدل کسب و کار تکرار پذیر نیست اما مقیاس پذیر است. در واقع این شرکت می تواند در هر سطحی موفق باشد اما باید برای هربار کسب درامد مشتری جدیدی پیدا کند، چون از مشتری های قبلی نمی تواند درامدزایی کند. پس همواره باید تلاش کند تا تقاضاهای بیشتری از بازار را سهم خود کند.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

با این اوصاف؛

تکرارپذیر بودن برمی گردد به توانایی فروش بیشتر و تکرار درامدزایی از هر مشتری بر اساس یک مدل کسب و کاریِ یکسان و تکراری. اپل این کار را با آی فون های متعددی که به بازار روانه می کند انجام می دهد و همه ما می دانیم که یکی از پروپاقرص ترین مشتری های سری جدید آی فون، دارندگان آیفون هستند. آمازون نیز با فروش دائمی محصولات به هر مشتری تکرارپذیر شده است. فیس بوک هم به خاطر درامدزایی از تبلیغاتی که برای هر کمپانی و یا فرد انجام می دهد تکرارپذیر است چرا که هیچ شرکتی فقط با یکبار تبلیغ شدن راه به جایی نمی برد پس تبلیغ در فیسبوک را تکرار می کند و در ضمن فیسبوک دقیقا همین خدمات تکراری (یعنی تبلیغات) را به هر کس دیگری نیز می تواند ارائه دهد.

و مقیاس پذیر بودن یک مدل کسب و کار برمی گردد به امکان و قابلیت خدمات رسانی، سرویس دهی و فروش محصول به تعداد بسیار زیادِ مشتری به طوری که مقرون به صرفه باشد و هزینه ها را افزایش ندهد. این ویژگی رابطه مستقیمی با قابلیت رشد یک کسب و کار دارد که اگر مقیاس پذیر نباشد رشد و سوددهی اش محدود خواهد بود. بیزینس مدل هایی که هر دو ویژگی را دارند امکان رشد سریع و بیشتری دارند.

خب موضوع تا حدودی روشن شد و با تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار کمی آشنا شدیم اما برای اینکه بتوانیم مدل کسب و کاری خودمان را مجهز به این دو ویژگی کنیم باید کمی حرفه ای تر، صفر تا صد طراحی یک مدل کسب و کار را به نحوی که هم تکرارپذیر و هم مقیاس پذیر باشد، با هم انجام دهیم.

مثالی از تبدیل یک مدل کسب و کار عادی به مدلی تکرارپذیر و مقیاس پذیر

بر فرض من می خواهم بیزینسی راه اندازی کنم که کامپیوتر های اختصاصی و سفارشی(customized) می فروشد. این کسب و کار به واسطه ماهیتش هم محصول و هم خدمت ارائه می کند چون با اینکه کار من فروش کامپیوتر است اما برای فروش کامپیوترهای سفارشی سازی شده نیاز دارم که با مشتریان در ارتباط باشم و بدانم چه چیزهایی مدنظرشان است. به این ترتیب من قادر خواهم بود محصولی را به آن ها ارائه دهم که از هر جهت نیازهای خاصشان برطرف می سازد. خب برای این نوع از کسب و کار من اولین مدل کسب و کاری خود را طراحی می کنم تا ببینیم چقدر برای من مقرون به صرفه و البته برای سرمایه گذارانِ احتمالی، جذاب است.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

اولین ورژن از مدل کسب و کار من:

در ابتدا چنین فرایندی به ذهنم می رسد:

  1. من به یک تیم بازاریابی نیازمندم که خانه به خانه بروند و با مشتریان بالقوه نشسته و از آن ها در مورد نیازمندی ها و علاقمندی هایشان سوال کنند و بعد بر اساس آن صحبت ها من بهترین پیکره بندیِ (configuration) سیستم را به آن ها توصیه خواهم نمود.
  2. سفارش هایی که به این ترتیب توسط تیم بازاریابی و فروش گرفته می شود به کارخانه ما فرستاده می شوند.
  3. کارخانه سفارش را دریافت می کند و اجزاء مورد نیاز را اگر در کارخانه موجود بود گرد هم می آورد و یا اگر نبود سفارش می دهد و بعد از تکمیل تمام اجزاء، آن ها را مونتاژ می کند و بعد محصول را به شرکت های تحویل فوری خانگی می فرستد.
  4. شرکت تحویل فوری کامپیوتر را دریافت کرده و بعد به دست مشتری می رساند.
  5. مامور شرکت تحویل فوری، مسئول ارائه فاکتور و دریافت هزینه محصول و خدمات از مشتری خواهد بود.

همانطور که ملاحظه می شود این مدلِ کسب و کار من به آسان ترین و معمولی ترین روشِ ممکن پی ریزی شده است. اما یک لحظه صبر کنیم،

 تصور کنید که شما یک سرمایه گذار احتمالی هستید آیا می خواهید بر آینده این کار سرمایه گذاری کنید؟ آیا این مدل کسب و کار تکرار پذیر است؟ نه خیر نیست.

 چرا؟

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

چون هر بار که من می خواهم یک فروش انجام دهم باید تمام مراحل قبل را با همان میزان زحمت و زمان تکرار کنم: تیم فروش و بازاریابی من باید هر بار چندین قرار ملاقات با مشتری های بلقوه محصولم ترتیب دهند، اگر به نتیجه رسید سفارش بگیرند، آن را به کارخانه ارسال کنند جایی که اجزای مختلف محصول بر اساس سفارش های مختلف مونتاژ می شود و بعد، ارسال به شرکت تحویل فوری و در نهایت صورتحساب و درامد … و تماما صفر تا صد این مراحل باید هر بار که یک فروش اتفاق می افتد، طی شود.

این نوع از کسب و کار تلاش و زحمت زیادی دارد به همین جهت به چنین کاری “heroic sale” گفته می شود بدین معنا که صاحب این کسب و کار برای ورود به این وادی باید اراده ی پولادین و کفش چرم تبریز داشته باشد و این کار، کار هر کسی نیست. این بیزینس تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار  را به هیچ وجه رعایت نکرده است.

خب پس کمی بهترش می کنیم:

دومین ورژن از مدل کسب و کاری من:

اینبار سعی خواهم کرد تا مدل کسب و کارم را قدری تکرارپذیر کنم پس تیم فروش را با یک وبسایت جایگزین می کنم تا مردم بتوانند خودشان کامپیوتر بخرند.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

و اینبار فرایند فروش به این شکل خواهد بود:

  1. در وبسایت یک فرم وجود خواهد داشت که حاوی سوالات مخصوص مشتریان است. بطوریکه پاسخ هایشان نهایتا آن ها را به سفارش محصول اختصاصیِ خود هدایت می کند.
  2. سفارش به طور خودکار و اتوماتیک به کارخانه ارسال می شود.
  3. کارخانه با دریافت سفارش، اجزاء لازم را از موجودی کارخانه و یا با سفارش از جاهای دیگر تامین می کند و محصول را می سازد و در اختیار شرکت تحویل فوری قرار می دهد.
  4. شرکت محصول را دریافت کرده و به دست مشتری می رساند.
  5. مامور شرکت تحویل فوری، مسئول ارائه فاکتور و دریافت هزینه محصول و خدمات از مشتری خواهد بود.

در نتیجه با تغییری که من حاصل کردم دیگر قرار نیست برای هر بار فروش تمام مراحل را طی کنم و همان زحمت را هر بار متحمل شوم. بلکه در عوض می توانم آن بخش از انرژی و زمان را صرف شناساندن وب سایتم به مخاطبین و مشتری های بلقوه کنم. به این ترتیب آن ها بعد از بررسی سایتم تصمیم به استفاده از آن و سفارش دادن می گیرند. همچنین با این روش هر مخاطب می تواند یک و یا هزاران بار محصول سفارش دهد اما حجم کاری که من باید انجام دهم یکسان است و قرار نیست هیچ کار اضافه ای انجام دهم.

مخلص کلام، تنها با اعمال یک تغییر همان کار و در بدترین حالت همان تعداد مشتری قبل را دارم اما روند درامدزایی من آسان تر و بی زحمت شده است. الان می توانم بگویم که مدل کسب و کاری من بهتر شده و نسبت به قبل تکرارپذیر محسوب می شود. اما بیایید یکبار دیگر از منظر سرمایه گذار به این روند نگاه کنیم. درست است که با تکرارپذیر شدن مدل کسب و کار احتمال موفقیت آن افزایش یافته است اما این کافی نیست… چون هر دو ویژگی تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار را به طور همزمان رعایت نکرده ام.

 این به چه معناست؟ بدین معنا که اگرچه برای هر بار فروش نیاز به صرف وقت، زحمت و افزایش تلاشِ یکسان نیست چون مدل فروش تکرارپذیر شده است اما با رشد و گسترش کار و افزایش تعداد فروش، هزینه های من افزایش خواهد یافت حتی شاید به همان نسبتی که فروشم بیشتر می شود هزینه هایم هم بیشتر شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟

به این دلیل که هر بار یک کامپیوتر به فروش می رسد هر بار نیز باید یک سفارش اختصاصی و منحصر به فرد از نظر بگذرد و بررسی شود. این یک کارِ اضافه برای ما در کارخانه است. بنابراین اگر من هر هفته فقط ۱۰ عدد کامپیوتر بفروشم، احتمالا یک کارخانه با ۱۰ کارکن کافی باشد اما اگر فروش تا میزان هفته ای ۱۰۰ عدد برسد چطور؟ همان کارخانه با ۱۰ کارکن دیگر کافی نخواهد بود و من مجبور خواهم شد کارخانه های دیگری تاسیس کنم و یا قبلی را گسترش دهم که هر کدام از این دو مستلزم تزریق یک سرمایه عظیم به کار خواهد بود.

در همین راستا من مجبور خواهم شد که کارکنان بیشتری استخدام کنم و این مورد هزینه های متغیر من در تولید محصول را افزایش خواهد داد. در نتیجه دیر یا زود با این دوراهی رو به رو خواهم شد که می خواهم رشد بیشتری داشته باشم اما نباید خیلی زیاد باشد، می خواهم فروش بیشتری داشته باشم اما این هم نباید خیلی زیاد باشد، چرا که به نوعی دست و بالم بسته است.

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

در این شرایط رشد و فروش بیشتر تنها به منزله ی هزینه ی بیشتر است و سود و هزینه من تقریبا سر به سر تمام می شود و این بیزینس با این شرایط چشم انداز خوبی نخواهد داشت و سرمایه گذار هم این را می داند. پس از آنجایی که من نمی خواهم اوضاع از کنترلم خارج شود باز با اعمال تغییری دیگر بیزینس خود را مقیاس پذیر می کنم. به گمانم کم کم از اهمیت تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار آگاه می شویم و مهم تر از آن به درک بهتری نسبت به این دو کلمه می رسیم.  خارج از کلی گویی ها و با مثال های عینی و کاربردی، چیزی که در یادگیری خود من و به کارگیری اش در استارتاپم کمک شایانی کرد. این هم یک زنگ تفریح، بهتر است برویم سراغ کسب و کاری که باهم در این مقاله به راه انداخته ایم. فروش کامپیوترهای سفارشی و اختصاصی : )))

سومین ورژن از مدل کسب و کاری من:

خب من باید یک تغییر دیگر انجام دهم تا مدل کسب و کارم را مقیاس پذیر کنم. خیلی ساده است: به جای هدف قرار دادن گزینه های خیلی زیاد برای سفارشی سازی که تقریبا ارائه ۵۰ نوعِ متفاوت از پیکره بندیِ کامپیوتر به مشتری ها بود تصمیم می گیرم که این تعداد را به ۲۰ عدد کاهش دهم. با این تغییر من به چه چیزی می رسم؟ نگاهی به این پروسه ی جدید بیاندازیم.

  1. در وبسایت فرم ساده شده ای وجود خواهد داشت که به جای پیشنهاد ۵۰ گزینه، تنها ۲۰ گزینه متنوع را پوشش می دهد که مشتری آن ها را بررسی کرده و سفارش خود را صادر می کند.
  2. سفارش اتوماتیک به کارخانه ارسال می شود.
  3. کارخانه سفارش را دریافت می کند با این تفاوت که تنوع در ترکیب ها بسیار کمتر و قابل پیش بینی تر شده است. همچنین برای ساده سازی روند، کارخانه می تواند همه ی مدل های کامپیوتر یا حداقل متداول ترینشان از آن ۲۰ نوع ترکیب را به صورت پیش ساخته مونتاژ کرده و آماده نگه دارد. به این ترتیب کار در کارخانه تنها به بسته بندی کامپیوتر و ارسال آن به شرکت تحویل فوری محدود می شود.
  4. شرکت تحویل فوری کامپیوتر رادریافت کرده و به مشتری ارسال می کند و اینجا باز هم نیازی به گفتن نیست که این پروسه بسیار سریع تر انجام می شود چرا که زمان برای مونتاژ و آماده کردن کامپیوتر به صفر رسیده است.
  5. مامور شرکت تحویل فوری، مسئول ارائه فاکتور و دریافت هزینه محصول و خدمات، از مشتری خواهد بود.

به این ترتیب مدل کسب و کار من مقیاس پذیر می شود و اگر میزان فروش افزایش یابد، نه هزینه ها و نه میزان کاری که باید در کارخانه انجام شود به همان نسبت افزایش نمی یابد. به بیان دیگر اگر به جای فروش ۱۰ کامپیوتر در هفته، من شروع به فروش ۱۰۰ عدد کنم، با افزایش ۱۰۰۰ % کار و هزینه و یا حتی ۱۰ برابری آن نیز رو به رو نخواهم شد. و در نهایت تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار را نیز رعایت کرده ام.

با این مثال علاوه بر اینکه به درک بهتری از تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار رسیدیم متوجه شدیم که هر کدام از مراحل بوم مدل کسب و کار، قابلیت بازنگری و تغییر در جهت بهبود کار را دارد.

اما یک چیز دیگر؛

مسیر را یک بار از اول مرور کنیم، آیا جایی هست که از دیدمان پنهان مانده باشد؟ آیا همه چیز به این آسانی و خوشمزگی که به نظر می رسد، است؟

تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

نکته ی مهمی که باید بدان توجه کنیم این است که ما در پروسه تکرارپذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار مان، چیزهایی را هم از دست دادیم. اول اینکه ما امکان ارتباط مستقیم با مشتری های خود و فرصت ارائه خدمات تخصصی مشاوره به آن ها را از دست دادیم. در واقع جایگزین کردن تیم فروش با یک وبسایت این بها را برای ما داشت. و دوم، ما برخی از انواع مونتاژهای کامپیوتر و سفارشی سازیِ محصول و متعاقبا مشتریِ آن ها را از دست دادیم. به جای ۵۰ ترکیبِ متفاوت الان ما فقط ۲۰ نوع ارائه می دهیم. و این بهای تغییری بود که ما انجام دادیم.

 شاید در ظاهر این چنین به نظر برسد که ما با انجام این تغییرات، آن چه را که از ابتدا به عنوان ایده و وجه ممیزه و برند مان به دنبالش بودیم یعنی سفارشی سازی و مشاوره، از دست دادیم اما واقعیت اینست که یک بیزینس زمانی به موفقیتِ پایدار می رسد که به هر دو طرف (کارآفرین و مخاطب) سود برساند و ما در همان ابتدا از تعریفی که از استارتاپ آوردیم آن را سازمانی موقت با سه ویژگی تکرارپذیری، مقیاس پذیری و سودآور عنوان کردیم. دو اصل اول لازمه ی سودآوریِ یک استارتاپ است.

 بعضی وقت ها، برای اینکه یک بیزینس را بیشتر سودده کنیم مجبوریم که از برخی کاراکترها چشم بپوشیم و به یاد داشته باشیم که مدل بیزینسی اول با تمامی وفاداری اش به ایده اولیه یعنی  سفارشی سازی و مشاوره، نه بادوام بود و نه مقیاس پذیر و تکرار پذیر. پس در نهایت این کسب و کار نه تنها به خودیِ خود نمی توانست سرپا بماند و رشد کند بلکه برای سرمایه گذارها نیز جذاب نبود. پس بنابراین هرگز نباید فراموش کنیم که تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار بیزینس یا استارتاپ خود را تست کنیم.  

نتیجه گیری ؛

همه ی آنچه از اهمیت و ویژگی های تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار در این مطلب یاد گرفتیم به طور چکیده در جدول زیر قابل مشاهده است.

ویژگی مدل کسب و کار توضیح مثال
تکرار پذیری قابلیت تکرارِ ارائه خدمات و تکرار درامدزایی به ازای هر مشتری بدون کار و زحمت اضافی   ویزیت دوره ای بیمار توسط روانپزشک که هر هفته تکرار می شود و درامد تکراری از آن مشتری برایش فراهم می کند.تبلیغ هر روزه ی یک شرکت در فیسبوک به طوری که با هربار ارائه خدمات به آن ها، درامدش تکرار می شود.در یک وبسایت امکان پرکردن فرم و ثبت سفارش کامپیوتر اختصاصی چه برای کسی که قبلا این کار را انجام داده و چه برای مشتریان جدید، فراهم است و نیاز نیست برای هر مشتری یکبار از اول برنامه ای نوشته شود و یا سایتی طراحی شود.
مقیاس پذیری قابلیت رشد و توسعه کسب و کار و مشتری و سوددهی بیشتر بدون افزایش سرمایه و هزینه های اضافی و یا افزایش بسیار جزئیِ هزینه نسبت به سود آن در واقع کسب  و کاری که حد و انتها نداشته باشد. مدل کسب و کاری روانپزشک مقیاس پذیر نیست چون بیشتر از یک ساعت معین نمی تواند کار کند.فیسبوک مقیاس پذیر است چون هر تعداد تبلیغات از هر تعداد شرکت و فرد را می تواند پوشش دهد.مثال وب سایتی که در مطلب ارائه شد نیز مقیاس پذیر است چون محصولات خود را بدون ایجاد تغییری شگرف و یا تزریق سرمایه ای گزاف، به هر تعداد مشتری که بخواهد می تواند ارائه دهد.

و نهایتا رسیدن به سود آوری و رشد سریع به رعایت تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار

امیدوارم که با خواندن این مقاله، یکبار برای همیشه تکلیفتان را با تکرارپذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کارتان روشن سازید و به موفقیت هایی که خواهانش هستید برسید : )

برای مطالعه بیشتر در این خصوص به سایت های esencialblog  و quora نیز می توانید مراجعه کنید.

    نظرتان را بنویسید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.*